
آدم: قبلا با چراغ دنبالش مي کردند پيداش نکردند الان با نور افکن و ماهواره
دوران کودکي:
کودک: عروسکي که واشرش هميشه نشتي دارد و هيچ جوري نمي شود صداي بلندگو دزدگيرش را کم کرد...
دوران نوجواني:
نوجوان: هنوز پاسپورت خروج از کودکي به اون ندادند و مدام از سرزمين جواني ديپورتش مي کنند...مسافر قاچاقي سرزمين جواني
دوران جواني:
آدامس : تنها چيزي كه توي دهان خانم ها بند مي شود
بوسه : تصادفي كه فقط يك سيلي به آدم ضرر مي زند
دست : عضوي كه در سينما نزد صاحبش بند نمي شود
جيگر: قبلا به سيخ مي کشيدند حالا به لب
بيست سالگي : دوراني كه پسر ها دنبال معشوقه مي گردند دختر ها دنبال شوهر
سرباز: محکومي که تفهيم اتهام نشده
مرد مجرد : كسي كه هنوز عيوبي دارد كه خود نمي داند
عشق : دردسري كه براي فراموش كردن آن بايد عشق تازه تري پيدا كرد
ازدواج : قمار زندگي است
دوران ميانسالي:
اوراقچي : تنها موجودي كه زنها را بهترين رانندگان دنيا ميداند
خسيس : كسي كه وقتي خانه اش آتش مي گيرد براي اينكه پول تلفن ندهد تا اداره آتش نشاني بدود
خوش بين : مردي كه تصور كند وقتي زني پاي تلفن خداحافظي كند گوشي را خواهد گذاشت
چوب: وسيله اي که مي توانيم لاي چرخ ديگران بگذاريم
هالو : شوهري كه دستكش ظرفشويي را بجاي اندازه دست خودش اندازه دست زنش بخرد
مادر زن ايده ال: فقط اين يک جنس قلم خدا نيافريده مابقي موجود است.
جراحي زيبايي: انجام صافکاري و روغنکاري اتوکشي پوست.....رنگرزي مو... ناخن مصنوعي..لنز چشم مصنوعي دست مصنوعي اي بدو حرااجه
دوران پيري:
زوج ايده آل : شوهر كر و زن لال
ادم پير: ادمي که مداوم بايد براي تعميرات اساسي مراجعه کند ....اين ساختمان در درست تعمير است.
مرگ: پايان فيلم زندگي با اهنگ گريه وزاري به کارگرداني حضرت عزراييل
گريه: رودخانه اي که از چشم مي ايد و از زير پل ابرو عبور مي کند
وارث:دزد قانوني که تحت تعقيب پليس قرار نمي گيرد
قبرستان: محل ادمهاي اسقاط شده